خریت!

یا رفیق :

خسته ام از این خریت ی که به حرُیت نمی رسد عمرا...

خسته ام ... و پرم از معنی ! مثل اون پارچه ی قرمز یا زهرا(س) که رو پیشونی اون پسر سیزده ساله خودنمایی میکرد......

/ 6 نظر / 4 بازدید
علی

امیدوارم که هر کداممان روزی به حریت راهی که برگزیده ایم برسیم [گل]

حامد عدالت

[لبخند]

زهرا

سلام کسی که بهت میگفتم رفیق . نه قصد ِ دعوا دارم نه قصد ِ درد و دل نه هیچ گونه قصد و غرض خاصی . فقط میخواستم بگم فقط دو بار باهات رفتم رصد . فقط چند بار تو مرکز دیدمت . و دوبار از طریق خطوط مخابرات صداتو شنیدم و فقط چندین بار به صورت ِ مجازی باهات حرف زدم . سعی نکردم بفهممت چون من آدم نفهمیم . چون هرچی بیشتر میفهمم بیشتر به نفهمیدن پی میبرم . واسه منم پیش اومده که یهویی همینطوری از یه نفر خوشم نیاد . ولی تا اینطور میشدم از خودم خوشم نمیومد واسه همین سالهاست که این اخلاق رو گذاشتم کنار . و فهمیدم که بقیه این اخلاق رو بوسیدن گذاشتن سر فصل اخلاقهاشون . که همه .خیلی ها ، و به عقیده ی من یکی از سرفصل های اخلاقیات ِ شمام همینه . کلا از من خوشت نمیاد . من آدم دقیق و ایضا حساسیم . با کوچکترین اشاره ای میتونم بفهمم که کی چه حسی رو میخواد بهم انتقال بده . که یه نفر چه آدمیه . به همه ی رفتارهای آدما احترام میزارم وبرام مهمه . شاید خوب نیست که آدم لبریز از احساس و فهم باشه اما خدا خواسته که من باشم و من هم هستم . هرچه یار خواهد و میلش باشد . همان کنم . من با آدما زود دوست میشم . کلا میجوشم با همه . میسازم ...

منصور شفیعی

من،هر روز وقتی داخل اتاقم مشغول به کارم.اول میام اینجا.توی وبلاگ شما.بعد میگذارم تا کامل صفحه ی وبتون لود بشه... بعد مرتب این دکلمه شکیبایی رو میگذارم و گوش میدم.تکرار و تکرار و تکرار... بسیار زیباست....

زهرا

فائزه این کانمت قبلیم رو زیاد جدی نگیر باشه رفیق ؟[ناراحت]

سمیرا سلطانی

سلام خوبی؟!پست قبلی خیلی قشنگ بود.من خیلی خوشم اومد.موفق باشی[لبخند][ماچ]