آسـ ـ ـ ـ مـ ـ ـ ـ آ نـ ـ ـ ـ آ....

آفـ ـ ـ ـ تـ ـ ـ ـ اّبـ ـ ـ ـ آ...

آنقَدر زیر  ِ شَراره های ِ شَرورَت میمانَم تا جایَت را به شَب ِ مَهتاب دهی...

آی شـ ـ ـ ـَ بـ ـ ـ ـ !

تا سِتاره تا ماه بالا می آیَم وَ اَز آنجا به چشمان ِ سیاهَت آنقَدر زٌل می زَ نَم تا حَواسَت بپَرَد وَ دیرتَر روز شَوَد !... تا ببینی که ابرها چگونه پا دَر رکابَت می نَهَند...

ابـ ـ ـ ـ رآ ! کاری می کنَم عاش ِ ق شَوی ...

تا از تَپ ِ ش ِ قَلبَت بلَرزَد آسـ ـ ـ ـ مـ ـ ـ ـ آنـ ـ ـ ـ. و ببارد ّبـ ـ ـ ـ آ ر آنـ ـ ـ ـ ...

 

شب ِ بآرآن ی َ م آرزوست...

/ 6 نظر / 49 بازدید
گلناز

دوست دارم... فائز جونم دلم به درازای صورت فلکیه مار واست تنگ شده

گلناز

درصورت حتی ذره ای به خاطر نیاوردن مار به اطلس آسمان شب مراجعه شود... یه دستمالم با خودت ببر خاک روشو پاک کن دستات کثیف نشه[نیشخند]

گلناز

فائز یه نقاشیه نجومی کشیدم بیا اشکالاشو بم بگو... تعریفم نکنیا... دپرس بودم به خاطر همونی که نیومدم مدرسه نقاشی کشیدم[ناراحت]

گلناز

فائز بیا برو دوای رحیمیو خسرو بخون حااااااااااااااااااال کن... منو نداشتی می خواستی چیکار کنی http://astrotalk.ir/viewtopic.php?f=22&t=2282&p=15600#p15600

علی

اینقدر از اصوات استفاده کرده بودین که گفتم حتما آیه قرآنی هست که اینجوری نوشتینش [نیشخند]