عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

پارادوکس !

دفتری دارم که در آن خصوصی ترین خاطراتم را می نویسم....تقریبا از اول راهنمایی تا کنون... دیروز عزیزی تماس گرفتند که فکر کردم کلا مرا فراموش کرده اند ! باز هم به مرام ایشان ... یکدفعه گفتند ماه را میبینی؟! چقدر قشنگ است...راستی این زهره است کنار ماه؟! - زهره؟! آهان سیاره زهره ! ؟متفکر نمیدانم حتما خودش است دیگر !

آن دوست قدیمی یادی کردند از روزهایی که همه فراموشش کردیم....همان روزهایی که گمان میکردیم روزهای سختی است برای جمع صمیمی مان... بعد از من خواستند که قراری بگذاریم تا همه دوباره دور هم جمع شویم ...غافل از آنکه بدانند ....

بگذریم ! داشتم از آن دفتر می گفتم ....امروز همینطور که ورقش میزدم به خاطره ای رسیدم که درجا کپ کردم ! اصلا فکرش را هم نمیکردم در اینباره چیزی نوشته باشم ! ! :

تاریخ:87/3/16 ساعت:22:30

امروز بهترین روز زندگیم بود (!!) به همراه یک تجربه ی خوب.....با اعضای ِ ... برای اولین بار  کوهگشتی نجومی ترتیب دادیم که چه فکر خوبی بود ! خیلی  وقت بود رنگ طبیعت رو ندیده بودم که خوشبختانه به همت اعضای عزیز زدیم به دل طبیعت!.امیدوارم در این شرایط سخت(!) این روزها ادامه یابند چون برای اتحاد اعضا قدم بزرگیست !راستش الان خیلی خسته ام چون تا قله بالا رفتیم ! ولی خستگی شیرینی(!) است. !

http://up.iranblog.com/Files/4bed2a4ebee4414992aa.jpg

یادتونه؟ !

...

در پایان هم اسامی دوستانی که حضور داشتند را نوشته ام.یک لحظه بهشان نگاه کردم و به الان ! اینکه هرکدام چقدر زود رفتیم...چقدر این روزها زود به باد فراموشی سپرده شدند...و صدها حرف دیگر....

من در این کوهگشت ها همیشه امید میدیدم ، شادی ، همت و یک دوستی صمیمی و به خیال خودم همیشگی... و کنون یک سالیست که عقل نا سلیمم مدام از خود میپرسد چرا ؟! و هنوز هم نمیدانم ما را چه شده ....واقعا نمیدانم.....و شاید بهتر است ندانم.....و شاید میدانم و آنقدر جواب این چرا تلخ است که نمیتوانم تصورش را بکنم که:

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٥ ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()