عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

عشق ِسال های ...

با همان چهره  ی همیشگی......کتاب را باز میکند....می خواهدبخوانم ...این را:

"عشق سرخ است !
سرخ سرخ ، به رنگ خون ،
با همان صلابت ،
که از عقیق زخم سینه ،
به بیرون می تراود
و شقایق و لاله ،
بر گستره زمین ،
می پروراند .

عشق آبی نیست !
اگر اندوهی دارد ،
میرا و فانی ،
و شادیهایش اما ،
جاودانی است !

هرگز نمی میرد ،
جان می بخشد ،
و گاهی نیز،
جان می ستاند!
ولی همیشه ،
زنده است"

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢ ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()