عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

 

تازه از جلسه امتحان اومدم بیرون...به زور یک صفحه سیاه کردم!!! تازه انقدر بی حواس بودم که اسم ِ یه استاد ِ دیگه رو نوشتم اول!! خوب شد دیدم!!!  یک ساعت دیگه دوباره امتحان دارم!!....فردا هم....!

این م از این ترم که داره تموم میشه..... این دو ترم...عقب افتادم....عقب ِ عقب....از خودم..یه عالمه کار نیمه تموم و شروع نشده....

پارسال این موقع می خواستم همه چی زود تموم بشه....امسال هم...

خب دیگه برم

اصلن نمیدونم چیو خوندم...نخوندم....چقدر خوندم...هرچی کد ِ برنامه نویسی ِ قاطی شده با فرمول های فیزیک و کریستال و همین جوری داره تاب می خوره تو مغزم...سایت دانشکده کلی خلوته...

دل م میخوام برم بگردم دنبال ِ یه کتاب ... خواب و بیدارم....

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٧ ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()