عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

آسـ ـ ـ ـ مـ ـ ـ ـ آ نـ ـ ـ ـ آ....

آفـ ـ ـ ـ تـ ـ ـ ـ اّبـ ـ ـ ـ آ...

آنقَدر زیر  ِ شَراره های ِ شَرورَت میمانَم تا جایَت را به شَب ِ مَهتاب دهی...

آی شـ ـ ـ ـَ بـ ـ ـ ـ !

تا سِتاره تا ماه بالا می آیَم وَ اَز آنجا به چشمان ِ سیاهَت آنقَدر زٌل می زَ نَم تا حَواسَت بپَرَد وَ دیرتَر روز شَوَد !... تا ببینی که ابرها چگونه پا دَر رکابَت می نَهَند...

ابـ ـ ـ ـ رآ ! کاری می کنَم عاش ِ ق شَوی ...

تا از تَپ ِ ش ِ قَلبَت بلَرزَد آسـ ـ ـ ـ مـ ـ ـ ـ آنـ ـ ـ ـ. و ببارد ّبـ ـ ـ ـ آ ر آنـ ـ ـ ـ ...

 

شب ِ بآرآن ی َ م آرزوست...

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳۱ ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


تپ ِ ش ِ سایه ی دوست...

اول ِش:

این شعر رو تقدیم میکنم به دوستان خوبم به یاد ِ روزهای خوش ِ با هم بودن...قلب

 

تا سواد قریه راهی بود.

چشم های ما پر از تفسیر ماه زنده بومی،

شب درون آستین هامان.

***

می گذشتیم از میان آبکندی خشک.

از کلام سبزه زاران گوش ها سر شار،

کوله بار از انعکاس شهر های دور.

منطق زبر زمین در زیر پا جاری.

***

زیر دندان های ما طعم فراغت جابجا می شد.

پای پوش ما که از جنس نبوت بود ما را با نسیمی از زمین می کند.

چوبدست ما به دوش خود بهار جاودان می برد.

هر یک از ما آسمانی داشت در هر انحنای فکر.

هر تکان دست ما با جنبش یک بال مجذوب سحر می خواند.

جیب های ما صدای جیک جیک صبح های کودکی می داد.

ما گروه عاشقان بودیم و راه ما

از کنار قریه های آشنا با فقر

تا صفای بیکران می رفت.

***

بر فراز آبگیری خود بخود سرها همه خم شد:

روی صورت های ما تبخیر می شد شب

و صدای دوست می آمد به گوش دوست.

س ُهرآب

 

آخر  ِش:

ارزش‌مندترین هدیه‌ای که آدم‌ها می‌توانند به یکدیگر بدهند، توجه عمیق به وجود یکدیگر است.‏..

آخر (تر) ِش:

دلم میخواد جای این دخترک باشم ! همینجوری...به چی فکر میکنه؟؟ شاید به پرواز...

http://29.media.tumblr.com/tumblr_l4toopaSxp1qafj8lo1_500.jpg

آخر  ِ آخر ِش:


همه امتحانات پیش‌دانشگاهی از سال تحصیلی 90-89 به‌صورت نهایی برگزار می‌شود و دست‌کم 30 درصد از نمرات پیش‌دانشگاهی در کنکور ورودی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور تاثیر می‌گذارد !!

* به کلمه ی دست کم  و پیش دانشگاهی دقت شود !!دیگه همینو کم داشتیم !! ! ! المرسی !

نتیجه اینکه >> و  ِل معطلیم ! وقتی میگن یکی لنگ در هواست یعنی همین...!

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٥ ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


خریت!

یا رفیق :

خسته ام از این خریت ی که به حرُیت نمی رسد عمرا...

خسته ام ... و پرم از معنی ! مثل اون پارچه ی قرمز یا زهرا(س) که رو پیشونی اون پسر سیزده ساله خودنمایی میکرد......

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٧ ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


چگونه شهید نشویم؟!

خیلی گرمه...! وارد سوپر میشم یه چیزی بگیرم.یه دفعه چشمم میوفته به نوشابه زمزم ! یهو یاد ِ سهراب میوفتم...همون که اسمش صلــــوات داره(اللهم صل ِ علی محمد و آل محمد)...اما انگار این نوشابه رو جلدش یه چیزی کم داره....بــــــــــله...3 تا کلمه ی دیگه باید اینجا باشه که نیست...ذائقه...ایرانی(2بار!)....که با نوشابه و زمزم جمعا میشه 5تا کلمه!! میبینی؟ اصلا انگار قسمت نیست این 5تا به هم برسن.....این زمزم مال ِ تو...

دارم به این میفکرم که اگه زمزم رو پیدا میکردی....به سکه میرسیدی....سکه یعنی پول...پول یعنی دنیا.....اونوقت هیچوقت شهید نمیشدی.....آخه میگن پول سرمایه است...آینده است....آینده برنامه میخواد...شهید واسه آینده اش برنامه نداره...واسه دنیاش برنامه نداره....آخه میگن خدا یار عاشقاس.....

اما من برنامه دارم...واسه همینه تو دهه ی هفتاد به دنیا اومدم! تو پلاکتو جا گذاشتی تا هویتت رو پس بگیری....ما هویتمون رو دادیم تا...(واقعا چی 'گرفتیم به جاش؟!)

از سوپر میام بیرون چند قدم میرم جلو تازه میفهمم هیچی نگرفتم!!! دیگه حوصله ندارم برگردم...

همینطوری تو پیاده رو قدم میزنم و نشونه های کنکور رو واسه خودم پیدا میکنم....فروشگاه های کتاب از کاج و سرو و گشنیز گرفته تا کا....نون و آب و گاما و آلفا و بتا و اِلَخ ! همه رو دارن.یه کم دقیق تر باشی یه عالم ِ آموزشگاه و طرح ِ سرخ و زرد و بنفش و منور و گام آخر و صفرم و ... هم پیدا میشه ! کلا همه چیزو 90 میبینم....حتی دوشنبه ها رو.... پیشی شدیم دیگه ! تو بگو چهارم....چه فرقی میکنه؟؟تسبیح آقا هم که پاره شد....نمیدونم رتبه ام چند میشه.....شاید 314 ...!

بیا...نگفتم...گوشیم زنگ میخوره...دوستم یاد آوری میکنه فردا کلاس فیزیک یادت نره....

خودم رو زودی میرسونم خونه...یه 8-7 ساعتی درس میزنم به کمرم!! یه هفته اس طعم پاکنکوری بودن رو چشیدم!! مثل همون دختری که اسمش واحد پول سوئیس بود!!

اینا همش زیر ِ سر ِ آینده است...برنامه ریزی واسه آینده....اولین و آخرین هدفشم اینه....چگونه شهید نشویم؟!

(فکر نکنم کسی منظورم رو متوجه شده باشه!....زیاد سخت نگیرین....این روزا خیلیا منو نمیفهمن...)

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٢ ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


به یاد دوران طفولیت!

چیزی متولد می‌شد! مادر، قبلا گفته بود که وقتش است. وقتش بود. سه‌تا از تخم‌ها ترک برداشته بود. ما، من و گلچهره، شکافته شدن یک پوسته را دیدیم و جوجه اردکی که متولد می شد. و پوستهای دیگر و جوجه اردکی دیگر را … مادر مرا واداشته بود به مواظبت اردک‌های کرچ که در مرغدانی نیمه تاریک گوشه‌ی حیاط، روی تخم‌ها خوابیده بودند. حالا من و گلچهره در مرغدانی بودیم. فکرش را هم نمی‌کردم که روزهای زیادی به تنهایی مراقب اردک‌ها بوده‌ام، هیچ احساس مالکیت نمی‌کردم. انگار گلچهره از روز اول سهم داشته است. احساس می‌کردم جوجه‌ها مال هر دوی ماست، اصلا مال اوست و من هم می‌توانم لذتشان را ببرم. هنوز نمی‌دانستم عاشق شده‌ام و این عشق است که آدمی را بخشنده می‌کند.


بخشی از داستان کودکی نیمه‌تمام / کیومرث پوراحمد

...........

چقدر این داستان رو دوست دارمقلب...البته با صدای خود ِ کیومرث پوراحمد که فوق العاده است.......امروز دوباره گوش دادمش.....چقدر راحت گفته و نوشته...همیشه از این نویسنده ها خوشم اومده.واقعا مخاطب رو میفهمن.

 

در همین جهان است که دست‌کم می‌توانی امیدوار باشی که یک روز کلک خودت را بکنی. امیدی که در آن جهان نمی‌تواند وجود داشته باشد.

بوف تنهایی من/ گفتارهای کوتاه صادق هدایت

.......

صادق هم راحت مینوشت... وقتی غم و غصه دارم دوباره میخونم کتابهاشو انقدر از بدبختی گفته که اصلا غم خودم یادم میره! به شدت طرفدارشم اما هیچوقت نفهمیدم چرا خودکشی کرد؟؟؟؟ البته از افسرده بودن نوع نوشته هاش میشد فهمید اما آخه چرا؟؟!متفکر

 

" هرگاه سر و کارت با زن افتاد شلاق یادت نرود." !!!!!!!!!!!!!!!!

نیچه

یعنی دیوونه ترین فیلسوف باهوشی که میشناسم! اصلا معلوم نیست بعضی حرفا رو واسه چی زده....بعضی وقتها میگم اصلا چه طوری فیلسوف شد ! مثلا همین جمله ی بالا !... البته کاملا میدونم چرا انقدر از " زن " تنفر داشته.....ولی خب دلیل نمیشه که..!
با همه ی اینها حرفهای هوشمندانه هم میشه ازش پیدا کرد.شخصیت باحالی داره.صریح و خشن... یه جایی خوندم مرگ خدا رو هم اعلام کرده !(استغفرالله)!
یکم دیگه پیش میرفت میرسید به ماکیاول ! با اون مکتب ِ مسخره اش...البته باید زمان رو هم در نظر گرفت.


آدم بمیرد بهتر است از اینکه رتبه اش بد شود ... اگه قرار است رتبه مون بدتر از ثلاث مائه ... بدتر از سیصد وسیزده شود . بهتر است آدم بمیرد . خفت داره ...
آقا از حال رفت و ......

ناصر ارمنی / رضا امیر خانی

....................
چقدر خوشم میاد از سبک نوشته هاش.......نشت نشا یَش را کنکوری ها بخوانند!!!!!!!! به خصوص رشته ریاضیا!نیشخند

جاناتان در شگفت بود : چرا این چنین است؟!
چرا دشوارترین کار در جهان این است که دیگری را بر آن داریم که آزاد است و این که اگر تنها وقت اندکی را به تجربه کردن آن بگذراند خود بر آن آگاهی دست خواهد یافت؟!چرا واداشتن دیگری به پذیرفتن چنین حقیقتی باید این سان دشوار باشد؟!


جاناتان مرغ دریایی / ریچارد باخ

........................................
پرواز را اینگونه آموختم ....با این کتاب


از نظر من تو یه تخته کم نداری . یعنی هیچ کدوم از ما یه تخته کم نداریم و اگر قرار باشه کسی یا چیزی توی این دنیا یه تختش کم باشه به نظر من خود این دنیای عوضی ِ دنیای عوضی با قانون های عوضی ترش. وقتی دنیا یه تختش کم باشه ، اون وقت هر اتفاقی ممکنه بیفته.


حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه / مصطفی مستور

...!

انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری-باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه‌های همه تلخ،
با دلم می‌گوید
که دروغی تو؛دروغ
که فریبی تو؛فریب
...
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز،
در دلم می‌گریند.

آخر شاهنامه/ مهدی أخوان ثالث (م.امید)

- همیشه از شعراش خوشم اومده.....همیشه...

در طول تاریخ فلسفه، فیلسوفان سعی داشته‌اند ببینند انسان چیست یا طبیعت انسان چیست. ولی سارتر گفت: انسان (طبیعت) جاودانه ندارد که بدان توسل جوید. بنابراین بی‌معناست در پی مفهوم کلی برای زندگی بگردیم. چاره‌ای نداریم جز این که بداهه‌پردازی کنیم. ما مثل هنرپیشه‌ای هستیم که بدون تمرین، بدون نمایشنامه و بدون کسی که پشت پرده در گوشش بخواند چه کار باید کند، به صحنه کشیده شده‌ایم. مجبوریم خود تصمیم بگیریم چگونه زندگی کنیم. این حرف واقعا درستی است. اگر می‌شد با خواندن تورات و انجیل و یا با مراجعه به یک کتاب فلسفه فهمید چگونه باید زیست، زندگی خیلی آسان بود.

دنیای سوفی، داستانی درباره‌ی تاریخ فلسفه

.......کتابی که زنگیم رو به کل عوض کرد.همه چیزو....هنوز هم بعد از 6 سال بهترین هدیه ایه که گرفتم.....قلب

.
.
.
.
.
چقدر واسه اون روزاااااااااااااا دلم تنگ شده.روزایی که کاملا آروم و بی دغدغه بودم.......ناراحتچه زود گذشت
+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٧ ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


میخوام عاشق بشم اما...

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــا یعنی حتی برای سه روز و سه شب هم من رو نطلبیدی؟؟

یا من انقدر غرق دنیا بودم که نفهمیدم؟؟؟؟؟؟

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا یعنی هنوز سر اون موضوع که بهت گفتم منو نبخشیدی؟؟؟

یا من توبه کردن یادم رفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا چرا سر راه بهشت من این همه درخت سیب کاشتی؟؟

یا خودم کاشتم؟؟ یا کاشتن؟؟ یا ...

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خیلی بهت نیاز دارم.......مثل همیشه....الان بیشتر......هر روز بیشتر........

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا آدم بدی بودم برات.....

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خوب نیستم......

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا...خودت میدونی

http://baharjavdan.persiangig.com/image/daryab.jpg

 

از خودم بدم میاد...............

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٦ ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


روزی که دلم رو به دریا زدم !

تا حالا شده دلت رو بزنی به دریا؟؟؟ شده ذهنت رو از همه چی پاک کنی؟؟ شده بخوای دنیا رو از اول ببینی؟؟؟ شده همه چیزو فراموش کنی؟؟؟

 

چه حس خوبی دارم....سبک و آروم.خدایا شکرتقلب

 

این روزا ، این حرفای دکتر بدجوری ذهنمو به خودش مشغول کرده :

 

 مردم اغلب بی انصاف ٬بی منطق و خود محورند٬ولی آنان را ببخش .

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ٬ ولی مهربان باش .

 اگر موفق  باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت  ولی موفق باش.

 اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند ٬ ولی شریف و درستکار باش .

آنچه را  در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ٬ولی سازنده باش .

اگر به شادمانی آرامش دست یابی حسادت می کنند  ٬ولی شادمان باش   .

نیکی های درونت را فراموش می کنند ٬ولی نیکوکار باش    .

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد ...

 

و در نهایت میبینی هر انچه که هست همواره میان تو  و خداوند است نه میان تو و مردم ...

 

http://usera.imagecave.com/axjamkon/87_10_Day/Sea-Breeze-I-Print-C10283309.jpeg

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢ ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()