عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

دنیای این روزای من...

http://s3.amazonaws.com/data.tumblr.com/tumblr_l0mseiQRsR1qafj8lo1_1280.jpg?AWSAccessKeyId=0RYTHV9YYQ4W5Q3HQMG2&Expires=1277148164&Signature=cuNCSc9mleXA%2B5xw31nsxeg7DQg%3D

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۳٠ ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


در جستجوی ج و ا ن م ر د...

در عوالمم می گشتم دنبال جوانمرد ...البت مرد یا زنش خیلی هم توفیر نمیکند.اما از آنجا که عصر ، عصر حقوق برابر است و این حرفها ، سر مرد و زنش خروس جنگی راه نمی اندازیم.نه جوان مرد نه جوان زن...جوان دل ! حالا بهتر شد.کجا بودیم؟

آهان داشتم میگشتم .دنبال تو...به راستی کجایی که هرچه بیشتر می گردمت انگار تو ه ِ ی دورتر میشوی.میبینی؟حتی در عوالمم هم نیستی ، چه رسد به عالم ! پرسیدم جوانمرد کیست؟ یکبار گفتی جوانمرد تحت تاثیر جامعه قرار نمی گیرد و نمی گوید خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو /. این دیگه اِندش بود .اصلا انگار دنیا را نمیشناسی.قرن قرن ِ همرنگ شدن است وگرنه ضایع میشوی بدجور.آنوقت آبرویت میرود.آنوقت دیگر هیچکس تحویلت نمی گیرد.در نتیجه باید بری بمیری ! تو هم دلت خوش است خفن !

باز گفتی جوانمرد کسی است که گاهی در پشت تقیه می کند تا نیروها هدر نرود !/...داداش ! مگه میدون جنگه؟؟ اصلا تو مرام ما نی.تو روز روشن داری میگی سیاه بازی دیگه؟الماء تحت الکاه؟! جوون ما اهل این امور نیستیم.اوکی؟

تو باز...جوانمرد باید از تقلید کورکورانه بپرهیزد./ببین اخوی ! حالا کور کورانش رو ام.پی.تری میکنیم...نه چون شوماین ام.پی.فایو ...ولی نمیشه که تقلید نکرد.بعضی وقتها سرت ممکنه بشه بر باد رفته ! با این حرفتم شدیدا موافق ن یستم.

باز هم...جوانمرد گاهی اوقات از محیط های فاسد هجرت میکند تا رشد کند/آقا دیگه بهم برخورد.ما و فسآد؟بعدشم هجرت به کوجا؟این دنیا وجب به وجبش فساد ِ .رشد میکنیم البت از نوع علف هرز ! خلاصه ما تو کار هجرت مجرت نیستیم.برو بعدی...

جوانمرد در سختی ها به خدا توکل میکند/قربون آدم چیز فهم ! پایَتم اسیدی ! ما که همه جوره متوکلیم.کم کم داشتم فکر می کردم مالِ عهد دقیانوسی...

نمیدانم چه شد که گفتی ...بخوان...7بار...10...کهف ! و رفتی و من ماندم و این کلمات مرموز و مبهم.چه چیز را بخوانم؟

کهف...غار؟...7...جوانمرد...>>7جوانمرد غار>> اصحاب کهف !!!!!!!!!

" آیه ی 10 سوره ی کهف را 7 بار بخوان !"

اِذ اویَ الفتیة...

آری...اصحاب کهف جوانمرد بودند ...جوانمرد تا ابد زنده است...سی صد سال نشانه بود.

ولی پروردگارا چگونه؟دقیانوسیان دنیای من هزار رنگ دارند.مگر میشود شناختشان؟

چقدر جوانمرد بودن دل میخواهد.دنیای ما سی و چند سال است که با این واژه فاصله دارد...جوانمرد یار خورشید پنهانمان است.مولا نمیفهمم....یعنی آخرش یک جمع و تفریق که کنی 313 نفر می مانند؟؟ 7=3+1+3 !!!!!!!!! از ریاضی متنفرم !

مولا بیا...دلتنگم

گرم شو ز مهر و ز کین سرد باش / چون مه و خورشید جوانمرد باش >> نظامی

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٩ ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


پارادوکس !

دفتری دارم که در آن خصوصی ترین خاطراتم را می نویسم....تقریبا از اول راهنمایی تا کنون... دیروز عزیزی تماس گرفتند که فکر کردم کلا مرا فراموش کرده اند ! باز هم به مرام ایشان ... یکدفعه گفتند ماه را میبینی؟! چقدر قشنگ است...راستی این زهره است کنار ماه؟! - زهره؟! آهان سیاره زهره ! ؟متفکر نمیدانم حتما خودش است دیگر !

آن دوست قدیمی یادی کردند از روزهایی که همه فراموشش کردیم....همان روزهایی که گمان میکردیم روزهای سختی است برای جمع صمیمی مان... بعد از من خواستند که قراری بگذاریم تا همه دوباره دور هم جمع شویم ...غافل از آنکه بدانند ....

بگذریم ! داشتم از آن دفتر می گفتم ....امروز همینطور که ورقش میزدم به خاطره ای رسیدم که درجا کپ کردم ! اصلا فکرش را هم نمیکردم در اینباره چیزی نوشته باشم ! ! :

تاریخ:87/3/16 ساعت:22:30

امروز بهترین روز زندگیم بود (!!) به همراه یک تجربه ی خوب.....با اعضای ِ ... برای اولین بار  کوهگشتی نجومی ترتیب دادیم که چه فکر خوبی بود ! خیلی  وقت بود رنگ طبیعت رو ندیده بودم که خوشبختانه به همت اعضای عزیز زدیم به دل طبیعت!.امیدوارم در این شرایط سخت(!) این روزها ادامه یابند چون برای اتحاد اعضا قدم بزرگیست !راستش الان خیلی خسته ام چون تا قله بالا رفتیم ! ولی خستگی شیرینی(!) است. !

http://up./Files/4bed2a4ebee4414992aa.jpg

یادتونه؟ !

...

در پایان هم اسامی دوستانی که حضور داشتند را نوشته ام.یک لحظه بهشان نگاه کردم و به الان ! اینکه هرکدام چقدر زود رفتیم...چقدر این روزها زود به باد فراموشی سپرده شدند...و صدها حرف دیگر....

من در این کوهگشت ها همیشه امید میدیدم ، شادی ، همت و یک دوستی صمیمی و به خیال خودم همیشگی... و کنون یک سالیست که عقل نا سلیمم مدام از خود میپرسد چرا ؟! و هنوز هم نمیدانم ما را چه شده ....واقعا نمیدانم.....و شاید بهتر است ندانم.....و شاید میدانم و آنقدر جواب این چرا تلخ است که نمیتوانم تصورش را بکنم که:

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند  ، در ذهن خود طناب دار تو را میبافند .

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٥ ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


زهی خیال باطل........

احساس میکنم 3 سال فقط وقتم تلف شد ....... عصبانی

دیگه پشت دستم رو داغ کردم.......... این خط _________________________

اینم نشون *

یه بار ....... دو بار............. سه بار..................نه هربار..........


بعضی چیزا لیاقت میخواد..........

داخل گود:

سبز

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢۳ ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()


مرا دریاب...!

!به نام خدای بی پدر و مادر!

اول بار با آمدنت می خندند تا گریه کنی یا شاید تو گریه می کنی تا آنها بخندند... هرچند از تو بعید است... بیدار می مانند تا بخوابی ، پیر می شوند تا جوان شوی ، می خوانند تا ببینی ، ببینی تا تو هم بخوانی ، بخوانی تا بدانی ، بدانی تا بمانی ، بمانی تا بگویی ، بگویی تا نگویند ، نگویند تا بتازی ، بتازی تا بسوزند ، بسوزند تا بسازی ، بگریند تا بخندی .................بخندی تا بخندند !

و تو عافل از آنکه بدانی آنها تنها یکبار با گریه ی تو می خندند و اما تو تا ابدالدهر با گریه  آنها خواهی خندید...

کاش میشد آنقدر بخندی تا بمیری...! تا دست کم یکبار هم آنها با خنده ی تو بگریند ...

حیف که روزگار تو را خیره سر می خواهد ! حیــــــــــــــــــــــف....

خارج از گود :

گود اول: پیشاپیش به پایان رسیدن انتقامات نهایی رو به همه ی هم نسلانم تبریک عرض می کنم... ! به خصوص به هم رشته ای های بدبخت خودم ! من که با این نمره ها احتمالا مهندسی تودوزی تانک دانشگاه گاگول تپه قبول میشم ! ولی غمتون نباشه...چند روزی کنکور نزدیک است ، استرس را دریاب !نیشخند

گود دوم: خوشحالم که دوباره برگشتم اینجا....دلم تنگ شده بود....قلب

http://tinypic.com/5yg8w5

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢۱ ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()