عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

اوج آسمان

 

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم

باز امشب در اوج آسمانم
باشد رازی با ستارگانم

امشب یک سر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

از شادی پرگیرم که رسم به فلک
سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

در آسمانها غوغا فکنم
سبو بریزم ساغر شکنم

امشب یک سر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

با ماه و پروین سخنی گویم
وز روی مه خود اثری جویم

جان یابم زین شبها
میکاهم از غمها

ماه و زهره را به طرب آرم
ز خود بی خبرم ز شعف دارم

نغمه ای بر لبها
نغمه ای بر لبها

امشب یک سر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

.....................

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۱٤ ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()