عبـــــــــــــور باید کرد

پـــــــــروآز هــم

تقدیم به آسمان

ساعت 00:00 بامداد...اینجا ایران است...
زیر آسمان بی ستاره شهرمان نشسته ام و به دور دست می نگرم...به مبدأ حیاتم...به آن سه ستاره ی کمربند جبار که به من خیره شده اند...!
امشب آسمان ، ضیافتی بی نظیر برپا کرده است...همه دعوتیم! و من در دم سرشت خاکی ام را فراموش می کنم و برای چشمانم خوشه ای از پروین می چینم...آری ، امشب در اوج آسمانم...
اوج آسمان مکانیست ، خیلی دور....خیلی نزدیک..! آنقدر نزدیک که می توانی بودنش را لمس کنی و آنقدر دور که برای حضور در پیشگاهش باید میلیارد ها سال نوری دستانت را دراز کنی....
درحالیکه لبریز ستاره ام...با تمام وجود سلام می کنم
سلام آسمان!
امسال سال توست...امشب ، همه ی مردم جهان برای دیدارت سر به هوا شده اند! و می خواهند بودنت را جشن بگیرند...
ای گنبد نقره گون ، ای بهترین ، زیباترین ، صادق ترین دوست...دوستت دارم...

سال جهانی آشتی با آسمان بالای سر گرامی باد...

بر شما باد کشف جهان....

 

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱٢ ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط فــــ ـــ ــآئـ ـــ ـــ ز هــ ــ ــ نظرات ()